تغذیه بلدرچین
مواد غذايي تشكيلدهنده جيره بلدرچين عبارتند از: آب، پروتئين، كربوهيدرات، چربي، مواد معدني و ويتامينها.
اگرچه
تمامي اين اقلام ضروري هستند، اما آب كافي، به عنوان مهمترين ماده
غذايي محسوب ميگردد. آب پاكيزه و تميز بايستي به طور منظم و دائم به خصوص
تحت شرايط گرم و مرطوب در اختيار پرندگان باشد. بلدرچين به حداقل 2 برابر
وزن خويش نياز به آب دارد. و برابر با وزن خويش نيازمند غذا بر حسب ماده
خشك هستند. در صورت مصرف قدري نمك اضافي در جيره يا در فصول خشك سال ميزان
نياز به آب نيز افزايش مييابد.
پروتئين
پروتئين، اسيدهاي آمينه مورد نياز براي
رشد و توليد تخم را فراهم ميآورد. نيازمنديهاي بلدرچين در زمينه پروتئين
جيره تحتتأثير ميزان انرژي متابوليزه و ساير اجزاء مصرفي در ساخت جيره
مصرفي بلدرچين قرار دارد. تحقيقات پيشين نشان داد كه گلههاي بلدرچين با
موفقيت با مصرف جيرههاي استارتر بوقلمون حاوي حدود 28ـ21% پروتئين خام
پرورش داده شدهاند. پرفسور لي و همكاران نشان دادند كه براي جيره استارتر
ميزان پروتئين خام برابر با 21% مورد نياز است كه مي توان اندازه آن را تا 3
هفتگي به 20% كاهش داد.
پروتئين گرانقيمتترين ماده غذايي است و
بايستي از منابع باكيفيت بالا تأمين شود. كيفيت پروتئين براساس اسيدهاي
آمينه تشكيل دهنده ماده غذايي و قابليت دسترسي اسيدهاي آمينه پس از هضم از
دستگاه گوارش بلدرچين تعيين ميشود. اسيدهاي آمينه به عنوان اجزاء سازنده
پروتئينها محسوب ميشوند از ميان 19 اسيدآمينه مورد نياز بلدرچين، 13
اسيدآمينه، انواع ضروري تلقي شده و بايستي از طريق جيره تأمين شوند و 6
اسيدآمينه نيز غيرضروري است چرا كه در بدن ساخته ميشوند و لازم نيست كه
ضرورتاً در داخل جيره باشند.
13 اسيدآمينه ضروري عبارتند از: آرژنين،
سيستين، گليسين،هيستيدين، ايزولوسين، لوسين، ليزين، متيونين، فنيل
آلانين، ترسوانين، تريپتوفان، ايتروزيي و روايس. مواد غذايي از لحاظ
کيفي وکمي و از لحاظ اسيدهاي آمينه با يكديگر متفاوت اند. جيره بلدرچين
عمدتاً از اقلام گياهي تشكيل شده است. بهترين اقلام گياهي مصرفي در جيره
عبارتند از: ذرت، كنجاله سويا،سورگوم، برنج و سبوس گندم.
متيونين و
ليزين اغلب به ميزان اندكي در منابع گياهي يافت ميشوند اما به هر حال
متيونين و ليزين سنتيك معمولاً براي متعادل كردن به تركيب اسيدهاي آمينه به
جيره افزوده ميشوند.
در حاليکه اقلام حاوي پروتئين مانند پودر ماهي،
پودر گوشت و استخوان و غيره، منابع خوبي براي تامين اسيدهاي آمينه ضروري
تلقي ميشوند اما اغلب گرانقيمتتر از اقلام پروتئين گياهي بوده و ميزان
مصرف کمتري دارند بعلاوه اينکه ساير مواردي نظير امکان انتقال برخي
بيماريها از طريق منابع پروتئين حيواني موجب بروز محدوديتهائي در خصوص
استفاده از اين مواد مي گردند.
انرژي
ميزان غذاي مصرفي به ميزان
انرژي قابل متابوليزه (ME) جيره، سن پرندگان، وضعيت توليد مثلي و دماي محيط
بستگي دارد. در مناطق با آب و هواي معتدل انرژي مورد نياز براي بلدرچينهاي
در حال رشد 2600 تا 3000 كيلوكالري انرژي متابوليزه در هر كيلوگرم گزارش
شده است.
در حالي كه تحقيقات ما در شرايط حارهاي نشان داد كه ميزان
انرژي مورد نياز 2800 كيلوكالري ME/kg در مورد بلدرچينهاي در حال رشد
ميباشد. كه براي بلدرچيـنهاي تخمگذار به 2550 كيلوكالري ME/kg بالغ
ميگردد.
اگر چه افزايش انرژي از 2600 تا 2800 كيلوكالري ME/kg بر
وزنگيري اثري ندارد، ولي به طور قابل توجهي بر بهرهوري جيره مصرفي تأثير
ميگذارد چرا كه ميزان جيره مصرفي به شدت كاهش مييابد.
منبع اصلي تأمين
انرژي دانههاي غلات هستند كه اجزاء اصلي جيره محسوب ميشوند. در بيشتر
جيرهها چربيهاي حيواني و گياهي نيز براي تامين مقادير بالاتر انرژي مصرف
ميشوند.
ويتامينها
ويتامينها را ميتوان تحت دسته ويتامينهاي
محلول در چربي (K, F, D, A) و محلول در آب (ب ـ كمپلكس) طبقهبندي نمود.
بسياري از ويتامينها كاملاً پايداراند و گروهي نيز به سرعت در مواجه با
گرما، نور خورشيد يا هوا فاسد ميشوند. بلدرچينهاي پرورشي در داخل سالن
كاملاً به ويتامينهاي موجود در جيره غذايي وابستهاند كه بايستي با مقادير
و نسبتهاي صحيحي به كار گرفته شوند. چرا كه آنها به منابع طبيعي اين مواد
دسترسي ندارند.
كاركردهاي اصلي ويتامينها به شرح ذيل ميباشد:
ويتامين A
ويژگي
اساسي ويتامين A كاركرد آن در اطمينان بخشي به رشد كافي و به عنوان
وسيلهاي براي كمك به پرنده در مقاومت در برابر بيماري است. ويتامين A براي
بينايي، توليد تخممرغ و توليد مثل ضروري است. بلدرچين هاي تخمگذار
دريافت كننده مقادير ناكافي ويتامين A ، تخمهاي كمتري ميگذارند و تخمهاي
گذاشته شده نيز اغلب به جوجه تبديل نميشوند. براي جوجه درآوري و باروري
بهتر بلدرچينهاي ماده وجود IU 2500 ويتامين A به ازاي هر كيلوگرم خوراک
مورد نياز ميباشد همچنين قابليت جوجه درآوردن و بقاء جوجههاي تازه از تخم
خارج شده با مصرف 3200 واحد بينالمللي ويتامين A در هر كيلوگرم جيره
ارتقاء خواهد يافت.
اين ويتامين در بدن پرنده از مولكولهاي مولد خود
يعني كاروتن شكل ميگيرد كه در سبزيجات و ذرت زرد يافت ميشود. خرد كردن
اقلام غذايي احتمال از بين رفتن و بي اثر شدن اين ويتامين را در طول
نگهداري تسريع ميكند. به خصوص اگر محل نگهداري گرم و مرطوب باشد چرا كه
تماس با هوا موجبات نابودي اين ويتامين را فراهم ميآورد. در نتيجه، صنعت
توليد خوراك دام به ويتامين A دريافتي از طريق اقلام غذايي كفايت نميكند.
ويتامين A خشك يا پايدار شده براي برآوردهسازي نيازهاي پرنده به جيره
افزوده ميگردد. طبق مطالعات انجام گرفته افزودن 4000 واحد بينالمللي
ويتامين A به ازاي هر كيلوگرم جيره براي رشد و توليد مثل مطلوب بلدرچينها
كفايت ميكند.
ويتامين D
ويتامين D اشكال مختلفي دارد. امّا D2 و
D3 مهمترين اشكال موجود محسوب مي شوند. ويتامين D3 براي بلدرچين جنبه
ضروري دارد. ويتامين D به جذب كلسيم و فسفر از دستگاه گوارش و تركيب كلسيم
بر پوسته تخم بلدرچين كمك ميكند.
فوراتد (1979) نشان داد كه محدوديت
غذايي ويتامين D3 كمكي، عليرغم كاستن از ميزان جيره دريافتي، از وزن بدن
پرندگان نر و ماده نميكاهد. با اين وجود، توليد تخم از 74% به 20% كاهش
نشان ميدهد. در آزمايش ديگري، بلدرچين نر بالغ با مصرف جيره غذايي فاقد
ويتامين D3 به مدت يك سال همچنان شرايط بدني خوب خود را حفظ نمودند. اما
تلفات 90 و 16% به ترتيب در بلدرچينهاي نر و ماده ديده شد. در حالتي كه هر
دو از تعادل منفي كلسيم به يك حدود رنج مي بردند.
وجود ويتامين D با
نور خورشيد مرتبط است چرا كه تابش نور خورشيد ساخته شدن ويتامين D در بدن
پرنده را تحريک ميكند. متأسفانه بلدرچينهاي تخمگذار به ندرت در معرض نور
مستقيم خورشيد قرار دارند و بنابراين ميزان ساخت ويتامين D در بدن آنها
محدود است. توليد كنندگان بلدرچين به طور معمولي ويتامين D را به مقادير
موردنياز به جيره پرنده ميافزايند تا اهداف توليدي را با كمك آنها و نيز
با استفاده از ويتامين D موجود در اجزا جيره برآورده سازند.
ويتامين E
كمبود
ويتامين E سبب بروز بيماري در دستگاه عصبي جوجهها با نام بيماري جوجه
ديوانه (آنسفالومالاسي) ميگردد. همچنين وجود اين ويتامين در گلههاي مادر
براي برخورداري از قابليت جوجه درآوري مناسب تخمها ضروري است.
آنسفالومالاسي با وجود مقاديري از چربيهاي غيراشباع حساس در برابر فساد و
تندشدگي رُخ ميدهد. در اين حالت بهتر است مقداري تركيبات آنتياكسيدان
براي جلوگيري از فساد چربيها بدان افزوده شوند.
كمبود ويتامين E در
جيرههاي حاوي پروتئين سويا و نشاسته، بر وزن بدن، ميزان مصرف جيره يا
توليد تخم بلدرچين ژاپني تأثيري ندارد. با اين حال، سبب ناباروري در ميان
بلدرچينهاي نر ميگردد كه با افزودن IM 40 ويتامين E به هر كيلوگرم جيره
براي مدت 2 هفته رفع ميگردد. باروري و قابليت جوجه درآوري تخم بلدرچينهائي
که با جيره معمولي حاوي گلوكز و كنجاله سويا، اما داراي مقادير ناکافي
ويتامين E، تغذيه شده اند پس از 20 هفته به شدت كاهش مييابد و ادامه مصرف
اين جيره براي مدت 35 هفته سبب آنسفالومالاسي يا ديستروفي عضلاني ميگردد.
دانهها و كنجاله يونجه مهمترين منابع طبيعي ويتامين E به شمار ميآيند.
ويتامين K
ويتامين
K يك عنصر ضروري در ساخت پروترومبين به شمار ميآيد كه ماده شيميايي ضروري
براي لخته شدن خون است و كمبود آن ميتواند به پارگي عروق خوني و خونريزي
گسترده منجر شود. ويتامين K به طور طبيعي در تمام غذاها به خصوص كنجاله
شبدر مصري يافت ميشود. ميزان نياز كم است و مصرف IU/kg2 در شرايط معمولي
كفايت ميكند. در صورت بروز مشكل مي توان از محصولات سنتيتك محلول در آب
ويتامين K3 استفاده کرد.
ويتامين ب ـ كمپلكس
اين ويتامينها به
خوبي در غلات و دانهها يافت ميشوند و كمبود آنها به طور معمول رخ
نميدهد. كاركردهاي اصلي ويتامينهاي گروه B كمك به بلدرچين در دستيابي به
رشد مطلوب است.
تيامين (ويتامين B1)
وجود اين ويتامين براي متابوليسم كربوهيدراتها ضروري است.
علائم
كلاسيك پلمي نوريت در جوجههاي بلدرچين تازه از تخم خارج شده اي که با
جيره بوقلمون مادر حاوي 2/3 ميلي گرم تيامين در كيلوگرم تغذيه مي شدند،
گزارش شده است.
اين بلدرچينها پاسخ مناسبي را در برابر تزريق ويتامين
از خود نشان دادند. بلدرچينهاي ژاپني مادر نياز بيشتري به تيامين دارند كه
mg/kg 8/0 جيره گزارش گرديده است.
ريبوفلاوين (ويتامين B2)
در صورت
فقدان ويتامين B12 و ،ويتامين C ، مقدارmg 8 ريبوفلاوين به ازاي هر كيلوگرم
جيره پيشنهاد شده است كه در حضور اين ويتامينها به 4 ميليگرم كاهش
مييابد. علائم نشان دهنده كمبود ريبوفلاوين عبارتند از: كاهش رشد، تلفات
بالا، اختلال در ايستادن و وضعيت بدني، كه در بلدرچينها فلج پنجه خميده
ناميده ميشود. در صورت تداوم دو هفتهاي كمبود ريبوفلاوين پرها نيز در
نخواهند آمد.
مطالعات در مورد تأثير كمبود ريبوفلاوين بر تكامل دستگاه
توليد مثل و جنين در بلدرچينهاي ژاپني، تلفات بالايي را در گروه مبتلا به
كمبود ريبوفلاوين نشان داده است. مقادير 4 و 8 ميليگرم/كيلوگرم براي حفظ و
تداوم توليد جنين تخم لازم است. دادههاي حاصله از تعداد هچهاي هفتگي
نشان داد كه افزودن مقادير اندكي از ريبوفلاوين به جيره پايه ميتواند بر
افزايش موارد فلج پنجه خميده بيانجامد در حالي كه مصرف مقادير بالاتر كاهش
آن را به همراه دارد.
اسيد نيكوتينيك
با خورانيدن يك جيره عاري
از اسيدنيكوتينيك به بلدرچين 4 روزه كاهش رشد ملاحظه مي گردد. همچنين
جوجههاي تازه از تخم خارج شده بلدرچين، 9 روز پس از مصرف اين جيره تلف
شدند. سن پرندگان تعيين كننده شدت علائم كمبود اسيدنيكوتينيك بود. كاهش
مشخص در رشد، بسته شدن چشمها، كاهش فعاليت و آتروفي شديد عضله سينه در
بلدرچينهاي مصرف كننده جيره دچار كمبود اسيدنيكوتينيك مشاهده شد. مطالعات
بيشتر نشان داد كه وجود mg/kg 40 براي رشد طبيعي بلدرچينها مناسب است.
اسيدپانتوتنيك
به
منظور پيشگيري از تلفات و رشد طبيعي جوجههاي بلدرچين مصرف مقادير mg/kg
5/7 كلسيم پانتوتنات در جيرههاي خالص شده ضروري است اگر چه براي درآوردن
پرها به طور طبيعي 30ـ10 ميليگرم از اين ماده مورد نياز است. مطالعات
تکميلي نشان دادند كه ميزان نياز بلدرچينها به اين ماده تا 5 هفتگي mg/kg
40 ميباشد.
در بلدرچينهاي مادر براي برخورداري از باروري مطلوب و
قابليت جوجه درآوري بالا mg/kg 10 كلسيم پانتوتنات نياز است. تخمهاي حاصله
از بلدرچينهاي ماده اي که دچار كمبود اسيد پانتوتنيك در جيره بوده اند،
در اواخر دوره انكوباسيون تلف ميشدند و خونريزيهاي جنيني، خيز و جنين
داراي پاهاي خميده در آنها قابل مشاهده بود.
كولين
بلدرچين ژاپني در
حال رشد، در مقايسه با طيور معمولي نيازمند مقادير بالاتري از كولين براي
حمايت از حداكثر رشد و پيشگيري از وقوع نرمي استخوان، حفظ حداكثر وزن تخم،
توليد تخم و قابليت جوجه درآوري است. بلدرچين بالغ به مقادير بالاتري
كولين در مقايسه با طيور تخمگذار نيازمندند كه حدود mg/kg3100 جيره
ميباشد.
اسيدفوليك
كمبود اسيدفوليك در بلدرچين در حال رشد سبب رشد
نامناسب پرها، تلفات بالا، ضعف پاها و فلج گردن ميشود اين علايم مشابه
علايم قابل مشاهده در بوقلمون است. جوجههاي بلدرچين نيز از كمخوني و
سندروم پنجه خميده رنج ميبرند. ميزان اسيدفوليك مورد نياز در بلدرچين در
حال رشد معادل mg/kg 36/0 ـ 3/0 براي جيره است.
بيوتين
مطالعات نشان داده اند كه بيوتين زيادتري نسبت به ساير طيور براي كسب وزن و توليد تخممرغ بيشتر مورد نياز است.
ويتامين B12 (بيانوكوبالآسين)
ويتامين
B12 براي رشد پرهاي قرمز معمولي ضروري است. براي دستيابي به قابليت جوجه
درآوردن بهتر، وجود مقادير كافي اسيد پانتوتنيك و ويتامين B12 ضروري است.
مقادير مشابهي از ويتامين ب كمپلكس را ميتوان در تمامي اقلام غذايي يافت.
بايستي تأكيد نمود كه ويتامين B12 فقط در غذاهاي با منشأ دامي يافت
ميشوند.
مواد معدني
علاوه بر پروتئين، كربوهيدراتها،
چربيها و ويتامينها، بسياري از ديگر عناصر بخشي از نيازهاي غذايي بلدرچين
را تشكيل ميدهند. مواد معدني را ميتوان به ريزمغذيها و درشت مغذيها
تقسيم نمود. درشتمغذيها در مقادير بالا مورد نياز هستند و اغلب عناصر
اسيد، باز يا ساختاري را تشكيل ميدهند كه عبارتند از: كلسيم، فسفر،
پتاسيم، منيزيوم، گوگرد و نمك. ريزمغذيها در فعال سازي يا تكميل آنزيمها
نقش دارند و عبارت اند از: كبالت، مس، يد، آهن، منگنز، سلنيوم و روي. مواد
معدني 3 تا 5% وزن بدن بلدرچين را تشكيل ميدهند و چون قابل سنتز نيستند
بايستي حتماً از جيره تأمين شوند.
كلسيم و فسفر
اعمال اصلي
اين دو نوع ماده معدني ساخت استخوانهاي بدن است. كلسيم براي ترکيب روي
پوست تخم ضروري است. در مورد كلسيم و فسفر فقط مقدار مهم نيست بلكه نسبت
نيز داراي اهميت ميباشد. براي بلدرچينهاي در حال رشد جوان اين نسبت 1 به 1
يا 2 به 1 خواهد بود. بلدرچين جوان نيازمند حداقل 8/0% جيره كلسيم و 45/0%
فسفر قابل دسترس است در حالي كه براي بلدرچين تخمگذار اين مقدار در مورد
كلسيم به 5/2 تا 3% ميرسد كه اين عضو بخش اصلي پوسته را تشكيل ميدهد.
مطالعات
انجام شده اوليه، زمانيکه جيره حاوي 58/0 تا 18/1% فسفر خام و 44/0 تا
3/2% كلسيم بود، تا 6 هفتگي تفاوتي را در وزن بدن يا خاكستر استخوان نشان
ندادند.
البته مطالعات بعدي نشان دادند كه 7/0% كلسيم براي بلدرچين در
حال رشد كفايت ميكند و ميزان 9/4% رشد را به تأخير مياندازد. همچنين
بلدرچين در حال رشد و تخمگذار تا زماني كه حاوي 8/0% ، 5/1% ، 6/2% يا
5/3% كلسيم باشد، از نظر تعادل كلسيمي در حالت مثبتي قرار دارد ولي ميزان
كلسيم بالاتر از 5/3% از قابليت جوجه درآوري ميكاهد.
مواد معدني در
بسياري از اجزاء جيره يافت ميشوند. پودرهاي استخوان و گوشت و لبنيات منابع
مناسبي از كلسيم و فسفر به شمار ميآيند. همچنين مي توان از پوسته صدف،
آهك، دي کلسيم فسفات و كربنات كلسيم معمولي براي تأمين اين عناصر در جيره
غذايي استفاده کرد.
منيزيوم
منيزيوم يكي از اجزاء ضروري
بافت و مايعات بدن است و يون هاي اين عنصر به عنوان فعال كننده آنزيمهاي
مهم دخيل در متابوليسم مطرح هستند. در صورت فقدان در جيره، بلدرچينها رشد
بطني پيدا ميكنند ، دچار تشنج ميشوند و سرانجام تلف خواهند شد. همچنين
كمبود آن در جيرههاي بلدرچينهاي تخمگذار كاهش سريع تخم توليدي را به
همراه دارد. نياز به منيزيوم mg/kg 300 تعيين ميشود.
در مطالعات انجام
شده ميزان نياز به منيزيوم براي بقا و رشد با افزودن mg/kg 150 منيزيوم يا
mg/kg 50 به آب آشاميدني تأمين گرديده است. سندرا و همكاران (1992)
دريافتند كه اثرات زيانباري با مصرف يك هزار ميليگرم منيزيوم در هر
كيلوگرم جيره خالص شده حاصل ميگردد.
اجزاء طبيعي جيره حاوي مقادير
كافي منيزيوم هستند. برخي از انواع آهك (دولوميتها) حاوي درصد بالايي از
منيزيوم هستند و بايستي از آنها پرهيز نمود چرا كه خاصيت مسهلي دارند و در
مصرف كلسيم اختلال ايجاد ميكنند.
منگنز
كاركرد اصلي منگنز
پيشگيري از وقوع پوكي استخوان است، وضعيتي كه در آن تاندون آشيل از شكاف
پشت مفصل زانو حركت ميكند و به طرف پشت و طرفين حركت ميكند وجود اين عنصر
براي رشد طبيعي، تريب در پوسته تخممرغ، توليد تخم و قابليت جوجه درآوردن
ضروري است. اين ماده به شكل سولفات و منگنز به جيره افزوده ميگردد.
آهن، مس، كبالت
اين
عناصر كمياب براي شكلگيري هموگلوبين ضروري هستند. كمخوني تغذيهاي ،
زماني رخ ميدهد كه ميزان اين عناصر كم و اندك باشد. گلبولهاي قرمز خون
حاوي آهن نيز هستند. پس از شكلگيري هموگلوبين، وجود مس براي استفاده از
آهن ضروري است. مطالعات گزارش دادند كه نيازمندي بلدرچين ژاپني به آهن و مس
به ترتيب 120 و 5 ميليگرم/كيلوگرم براساس پروتئين سوياي جدا شده توسط
BDTA ميباشد.
كبالت بخش لاينفكي از ويتامين B12 ميباشد كه در
شكلگيري هموگلوبين دخيل ميباشد. مقدار اين عناصر در جيره حالت بسيار
حساسي دارد. مقادير اضافي ميتواند حالت سمي داشته باشد. معمولاً فقط مقدار
اندكي به جيره افزوده ميشوند. ماكووا و همكاران (1991) به مطالعه اثرات
افزودن 50 ، 100، 250 و 500 ميليگرم سولفات كبالت به ازاء هر كيلوگرم جيره
بر روي ميزان B12 در كبد و روده كور پرداختند. غلظت B12 در موارد مصرف
mg1200 سولفات كبالت در هر كيلوگرم جيره در بالاترين سطح ممكن بود.
سلنيوم
سلنيوم
يكي از عناصر ضروري براي رشد بلدرچين حتّي در موارد وجود ويتامين E است.
جيرههاي حاوي اسيدهاي آمينه و mg100 دي ـ آلفا ـ توكوفرول استات در
كيلوگرم بايستي 1/0 ميليگرم سلنيوم را به صورت سلنيت دريافت دارند تا
بلدرچين بتواند به زندگي خود ادامه دهد.
اختلال توليد مثل در بلدرچين
ژاپني مصرف كننده جيوه حاوي مقادير پايين سلينوم و ويتامين E از زمان خروج
از تخم تا بلوغ مشاهده شده است. سرعت تخمگذاري و باروري تحت تأثير واقع
نميشود اما قابليت جوجه درآوري تخمهاي نطفهدار، زنده ماندن انواع نر و
ماده بالغ و جوجههاي تازه از تخم خارج شده كاهش نشان دادند. افزودن mg1
سلنيوم يا IU30 ويتامين E در هر كيلوگرم، از اختلال در توليد مثل جلوگيري
مينمايد. افزودن سلنيوم به جيره به ميزان mg/kg2/0 از آتروني لوزالمعده
پيشگيري مي نمايد.
روي
بلدرچينهاي ژاپني در برابر كمبود
روي در جيره بسيار حساس هستند. كمبود روي در جوجه بلدرچين با كاهش رشد، پر
درآوردن غيرطبيعي، اشكال در تنفس و عدم هماهنگي در حركات و كاهش خاكستر
استخوان همراه است.
نياز به روي جهت رشد طبيعي، پر درآوري مناسب و ...
به mg/kg 25 جيره ميباشد. پرندگاني که مقادير اوليه 75 ميليگرم روي به
ازاي هر كيلوگرم را دريافت داشتند، بسيار بهتر از پرندگاني كه mg/kg25 روي
مصرف كرده بودند رشد پيدا كردند. روي ميتواند در استخوان ذخيره شود و در
طول محروميت از روي مورد استفاده قرار گيرد. كاهش در جذب روي در بلدرچين
بالغ به دنبال مصرف مقادير بالاي كلسيم توسط كيندهولز و همكاران گزارش
گرديده است.
نمك (كلريد سديم)
وجود اين ماده براي هضم
پروتئين لازم است و علاوه بر اين در تعادل اسيد ـ باز هم دخالت دارد.
بلدرچين هاي ژاپني در حال رشد با مصرف يك جيره خالص حاوي 042/0 تا 051/0%
سديم، رشد نامناسب، تلفات بالا، تورم غده فوتلكيه، افزايش هماتوكريت و كاهش
سديم پلاسما را نشان دادند كه اين موارد نشانگر اختلال در هموستاز مايعات و
الكتروليت بدن است. مصرف سديم به ميران 1/0% اين مشكلات را رفع نمود.
مواد
غذايي طبيعي معمولاً نيازمند نمك هستند تا نيازهاي بلدرچين به سديم و كلر
رفع شود و اين ماده به طور معمول به مقادير 25/0 تا 35/0% به جيره افزوده
مي شود. مصرف مقادير بالاي نمك اثرات مسهلي به دنبال دارد و سبب شل شدن
مدفوع و ايجاد بستر خيس ميگردد.
منبع:dvm
پرورش بلدرچین